ادامه مطلب 10
در فرهنگ کشاورزی اسطوره ها و اسوه ها و پهلوانان مخصوصا مرده، تا حد خدائی بالا میروند و گاهی خدا ،منتظر تصمیمات ایشان معطل مانده و صبر می کند تا ایشان حکم بدهند.هیچ موردی از این سنبول ها که عرض کردم تحت بررسی دقیق تحقیقی و علمی قرار نمی گیرند و با دلایل درست و نادرست همین جوری که برای ایشان تعریف شده او را قبول دارند.این سمبول ها غیر قابل انکار تصور شده اند و در باره ایشان کسی حرف گوینده محقق و یا گوینده نقاد را قبول ندارد و در مورد سمبول های مذهبی گاهی شخص نقاد به کفر و الحاد هم متهم می شود.مردم در این فرهنگ عادت کرده اند که صمیمانه به مرده ها عشق بورزند و جای جای زندگی ایشان سرشار از یاد و خاطره و زیارت و دیدار و.....با مردگان هزاره ها هست.اگر در بین دوستان و فامیل ایشان شخص بیماری باشد که توسط یک دکتر متخصص درمان شده باشد و او را دیده باشند و زحمات دکتر به ایشان گفته شده باشد یا انکار میکنند و می گویند حتما دردش چندان مهم نبوده و یا سلامتش را خودش بدست آورده و در همان حال ندیده و ندانسته شفا پیدا کردن یک بیمار نادیده را به یک مرده منتسب کرده و با تمام وجود از شفاعت بیمار توسط آن سمبول می گویند. و باور دارند و دفاع هم می کنند.این اشخاص در تمام طول عمر خود بدنبال تحقیق و آزمایش عقیده خود از نظر علمی و تجربی نبوده و طبق تقلید وقایعی را که توسط تخیلات دیگران تنظیم شده را بعنوان معجزه و شفاعت و کرامت می پذیرند.غیر قابل انکار بودن به این سمبولها خاتمه پیدا نمی کند و مغرضین بسیاری از افکار و اندیشه ها و گفته های خود را با استناد به ایشان غیر قابل انکار جلوه می دهند.در حالی که در جامعه کشاورزی افراد دانشمند و زحمت کش و نابغه احتمالا زیاد وجود دارند .که توانسته اند با زحمات زیاد و در دنیای متمدن به مدارجی برسند ولی در جامعه خود غریب و ناشناس هستند. و هیچ یک از علوم و تخصص های ایشان در جائی مطرح نیست. مانند دکتر حسابی که با آن همه دانش و علم تا زمانی که مرد در گمنامی و انزوا بود.ولی این سمبولها ی مرده بدون این که واقعا خودشان منشا اثری باشند بسیار معروف و مشهور هستند . و بخصوص عاشقان دلخسته و مخلص زیادی هم دارند. که سعی می کنند ناب ترین احساسات خود را برای ایشان و بنام ایشان، نشان دهند.آنها مرده بودن این سمبولها را به چیزی نمی گیرند .حتی ادیبان و دانشمندان این فرهنگ می توانند با موجودی مثل رستم کنار بیایند و باور کنند که شخصی می تواند بیش از ششصد سال عمر کرده و تمام عمر هم پهلوان بماند.چنین فردی فقط در فرهنگ کشاورزی امکان حضور و وجود دارد.اگر هم افسانه های چینی و نوشته های هومر هم چنین هستند و مردم آن سرزمین ها همچنان باورشان دارند نتیجه بازماندگی فرهنگ کشاورزی در فرهنگ متمدن است.و البته که وقت و زمان مصرف شده برای هر اقدامی که در رابطه با این سمبولها صورت میگیرد تلف شدن عمر مفید و موثر مردمان است. حالا وای به زمان هدر شده ایی که در مورد دفاع از این فرهنگ مصرف می شود.البته شاید پیشنهاد و راه حلی برای این معضلات وجود داشته باشد اما بنده در حال تحلیل مسائل هستم و هیچ ادعائی هم در مورد ارائه راه حل ندارم.خواننده عزیزی که خواهان راه حل است می تواند خودش در این باره بیاندیشد .حتما راه حل وجود دارد.
ادامه دارد
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی