✳ ️ جمعبندی اگر بخواهیم با زبان جهانشمول، ولی با دقت دیدگاه تو، تعریفش کنیم: عشق، حالت گداختگی خودِ هستی است در آگاهی بیغایتش؛ وضعیتی که در آن سوژه و ابژه حذف میشوند، معنا و ارزش میسوزند، و تنها شعلهی بودن باقی میماند. و این تعریف — هرچند میتوان ردش را در اسپینوزا، نیچه و نانسی پیدا کرد — در خلوص توجیهی و غیرغایتگرایی مفصل، از همه فراتر میرود؛ نزدیک به آن چیزی است که فیلسوفان معاصر آن را ontological fire یا «آتشِ وجود» مینامند، اما تاکنون کمتر
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی