ادامه مطلب
طرفین درگیری های عادی، می ترسیدند نگاه خود را از حریف به طرف دیگری معطوف دارند و به همین دلیل مورد اصابت اسلحه کشنده رقیب قرار بگیرند.در یک جامعه که دچار فقر اجتماعی هستند در تمام سطوح و طبقات و رده ها جنگ ها و درگیری های خونین وجود دارد.بعد از شهریور 1401 اعتراضات و قیام های خیابانی شکل گرفت و هر روز هم از قبل شدیدتر شد.بسیاری از خوش باوران عطر پیروزی را پیشاپیش استشمام می کردند.در این اتفاقات طرفداران سیاست ها و سردمداران سیاست ها مشخص شدند وهرمرکز قابل ذکری- طرفداران خود را یافت.من عملکرد و اظهارات یک نحله از این درگیری ها را بیان می کنم.طرفداران سلطنت که علاقه و امید زیادی به شاهزاده پهلوی داشتند فعالیت بیشتر و چشم گیرتری نشان دادند و در هر راه پیمائی که انجام می شد پرچم شیر و خورشید و سایر شعائر خودشان را با گرمی ارائه می دادند.این اقدامات و عملیات در مورد هر تحرک و اعتراض سیاسی در تمام نقاط جهان عادی و پذیرفته شده و گاهی هم قابل تحسین هستند.ولی در مورد جامعه ایرانی یک ---امای---بزرگ بوجود آمد..طرفداران سلطنت بسیار قبل تر از این که نشانه های پیروزی آن ها که هیچ ---آثار پیروزی ملت ایران کمی مشخص شود شروع کردند به فحاشی و آزار و اذیت غیر طرفداران ودیکته کردن خواسته های خودشان و خلاصه ایجاد درگیری های حاشیه ایی و...
البته بسیار احتمال دارد که نیروهای حکومتی در لباس طرفداران سلطنت دست به این اعمال زده باشند.ولی چرا جامعه و متفکرین اجتماع از تشخیص و معرفی این نیروها و شکل عملکرد ایشان ناتوان هستندو کسی هم نمی تواند بطور قطع اظهار نظر کند که نیروهای حکومتی چنین کارهائی را انجام داده اند.زیرا در یک جامعه که دچار فقر شدید اجتماعی هست اولا همه درگیر بیماری هستند و افراد سالم و فهیم به ندرت یافت می شوند و دوم این که شناسائی و معرفی این نیروها کاری سخت و با نتیجه بی ارزش است وبعد در صورت اطلاع کامل اجتماع از وضعیت-- هیچ عامل پیش گیرانه ایی وجود نخواهد داشت .بیماری و درد فقر اجتماعی در ایران هزاران سال است که وجود دارد.تازه حالا اگر چند نفری لطف کنند و عرایض مرا تا حدی قبول کنند تازه رسیده ایم به شروع شناخت درد. باید اول بدانیم که تا چه اندازه درد داریم و دقیقا محل درد را تشخیص دهیم و بعد به متخصصان رجوع کرده و توصیه ها و داروهای تجویز شده را طبق دستور مصرف کنیم.
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی