اهمیت مرزها پس از رنسانس: با تقویت دولتهای مرکزی در اروپا و نیاز به مدیریت مؤثر منابع و مالیات، نیاز به تعریف دقیق قلمرو (سرزمین) افزایش یافت. این موضوع در تضاد با سیستمهای فئودالی یا امپراتوریهای سنتی بود که مرزهای آنها سیالتر بودند. استعمار، این مدل متمرکز و مبتنی بر مرزهای دقیق را به سراسر جهان صادر کرد.
لطفاً بفرمایید آن الزامات جدیدی که این مرزبندیها ایجاد کردند، چه مواردی هستند؟ آیا منظور شما مسائل اقتصادی، حقوقی، نظامی، یا فرهنگی است؟ من آمادهام تا در مورد آن جنبهها عمیقتر شویم.
اولین تاثیر مرزبندی های جدید تغییر در محبت و احترام طبیعی بود.افراد و اعضای قوم وقبیله طی هزاران سال یاد گرفته بودند که نسبت به هنجارها و روش های قوم و قبیله خود یک گرایش طبیعی و سخت گیرانه داشته باشند.این علاقه ها از پدر به فرزندان و از همسایه به همسایه منتقل می شد و خیلی هم طبیعی به نظر می رسید.این علاقمندی ها در زمان جنگ و درگیری با دشمنان و اقوام همسایه باعث فداکاری ها و جانفشانی و کسب افتخارات و فتوحات و یا تحمل شکست ها و غمگین شدن ها و امادگی برای جنگ های اینده می شد.حالا با مرز بندی های جدید.اقوام و قبایل در یک جغرافیای جدید قرار می گرفتند
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی