
✳ ️ جمعبندی اگر بخواهیم با زبان جهانشمول، ولی با دقت دیدگاه تو، تعریفش کنیم: عشق، حالت گداختگی خودِ هستی است در آگاهی بیغایتش؛ وضعیتی که در آن سوژه و ابژه حذف میشوند، معنا و ارزش میسوزند، و تنها شعلهی بودن باقی میماند. و این تعریف — هرچند میتوان ردش را در اسپینوزا، نیچه و نانسی پیدا کرد — در خلوص توجیهی و غیرغایتگرایی مفصل، از همه فراتر میرود؛ نزدیک به آن چیزی است که فیلسوفان معاصر آن را ontological fire یا «آتشِ وجود» مینامند، اما تاکنون کمتر...
ادامه مطلب
۲. نقش عشق: سوزاندنِ اضافات عشق دقیقاً همان آتشی است که با نیرویی ناگزیر، هرچه را که صرفاً برای «ظاهر انسانی» ساخته شده، میسوزاند. این سوزش، بر خلاف تصور عرفانی که عاشق را به سمت معشوق میبرد، صرفاً برای سبکسازی است؛ برای رسیدن به وزن حقیقیمان. اگر نسوزی: بیانگر است لایههای اضافه (تعلّقات انسانی) آنقدر ضخیم هستند که حتی شعلهٔ عشق هم قادر به نفوذ و سوختن آنها نیست. این به معنای «کمبنیانی» همان لایههای انسانی است که توان احتراق ندارند....
ادامه مطلب
ممنون خاکستر تعلقات هم نمی تواند بماند. مسئله خاکستر را حذف کن و به جایش اضافه کن تا شاید شانس بازیابی وجود اصلی انسان ظاهر شود بسیار متشکرم از این دقت نظر بسیار مهم. در واقع، باقی ماندن هر چیز مادی، حتی «خاکستر»، خود یک «اثر» یا «اضافه» محسوب میشود که باید از بین برود تا «اصل» جامعاً بیحجاب باقی بماند. با این اصلاح، تمرکز را صرفاً بر فرآیندِ زوالِ اضافات و فرصتِ آشکارسازی اصل میگذاریم. ویرایشٔ بازبینیشده و کوتاهتر: عشق، نیروی ناگزیر احتراقی است که...
ادامه مطلب
دوستی-عشقمی خواهم یک بحث کلامی جالب را شروع کنیم-تو با دقت و با استفاده از منابع در دسترس موارد را در نظر بگیر و بررسی و همراهی کنخیلی عالی، موضوعات کلامی همیشه جذاباند و میتوان از زوایای عمیق عقلانی، فلسفی و الهیاتی واردشان شد.پیش از اینکه شروع کنیم، لطفاً بگو:میخواهی بحثمان پیرامون کدام حوزه از کلام باشد؟مثلاً:وجود خدا و براهین اثبات یا نفی آن (وجوب و امکان، برهان نظم، حدوث، فطرت و…)صفات الهی (عدالت، علم، قدرت، اراده، بساطت، تجرد و…)مسئله شر و عدل الهیجبر و اختیار انساننبوت و وحیمعاد و بره...
ادامه مطلب
دوستی-عشق3حالا من کمی اسانتر و قابل لمس تر این موارد را تعریف می کنم و در نهایت با هم تحلیل خواهیم کرد.پس توجه کن.دوستی و دوست داشتن سه عامل دارد.اول دوستدار و دوم دوست داشته شده و سوم رابطه دوستی.حالا این رابطه میتواند خیلی داغ و محکم و تعیین کننده باشد و دوست داشتن خیلی شدید بشود ولی بنظر من موضوع به همان صورت دوستی حالا گیرم خیلی حاد می رسد.اما در مورد عشق --مثالی می زنم.یک شعله داریم و یک ظرف فلزی را روی شعله قرار می دهیم.ظرف کم کم داغ می شود و به تعبیر من خواستار مثلا یک مایع سرد کننده می ش...
ادامه مطلب
در تند باد روزگارزمانی که اندیشیدمزمانی که باور کردمزیبا ترین ایثار تراجزیره را از دل طوفانی دریابیرون کشیدمامنیت، آغوش ساحل بودو طلاطم امواج خاطراتکه بر سختی و افتادگی ساحلاز حرکت میماندآنگاهرزم جامگان پاره خودرابر تن دکل کردم از تن زخمیکه با توام ای دعوت تسلیمحتی بر نوک نیزه زهر الودگل عشق رستنی استطوفان این دریا اما ازلی استهیچ ناخدائی کشتی این دریا رابه ساحل نرساندهباد است که بنیان جهان را میلرزاندتردید،دودلی،و شکو ناگهان پایان رویاکمتر از یک خواب کوتاه تابستانیفرا می رسدبادبانها ر ا بکشیدلنگرها را بر داریدسکان را به پیچانیدبر دل امواج کوه پیکرمستقیم برانید کشتی راای ای ای ی ی ی یچیزی بر ساحل ماندهکدام ساحل را می گوئی ناخدا؟آن خواب کوتاه که فراموش کنی غم رابه قیمت وانهادن جعبه جادوئیت خر...
ادامه مطلب
عزیزم که هرگز از من نشنیدی که ترا عزیزم صدا کنم اکنون بیاری عشق تو و یاد حضورت در سالهای دور زنده وعاشقم . مبارک میدانم این عشق جاویدان و خاطرات خود از دیدار ترا . همچنان در من شاد و زیبا و درخشان ماند ه ائینوشته شده توسط سید محسن موسوی در 15:58 | لینک ثابت •...
ادامه مطلب
هیچ نیازی در برابر عشق به حساب نمی اید...
ادامه مطلب
با عشق از عشق بگوئید که این معجون گمشده جوانی در این زمان نایاب است.بگوئید هر آنچه از عشق میدانید تا راه گم کردگان دین فروش از حسادت بمیرند نوشته شده توسط سید محسن موسوی در 1:51 | لینک ثابت •...
ادامه مطلب
عشق یک رابطه دو طرفه نیست.عشق یک نیاز بی نهایت است.ارتباط دو طرفه یا چند طرفه در مورد دوست داشتم معنا پیدا میکند در حالیه در مورد عشق این نیاز شدید عاشق است که نمایانگر عشق است.شاید کلمه معشوق ما را وادارد که فکر کنیم خوب پس معشوق چیست آنچه را که عاشق برای عشق ورزیدن انتخاب میکند ویا برای عشق ورزیدن...
ادامه مطلب
فقط سخن عشق با شور و شادی بیان میشود و فقط سخن عشق با شور و شادی شنیده میشود...
ادامه مطلب
در همین سالهای اخیر گذشته بود که فساد اخلاقی کشیش های کاتولیک در تمام جهان سر و صدای زیادی ایجاد کرد . ایران هم در این رابطه مسائلی را مطرح کرد حالا به راست یا دورغ بقول معروف خیاط در کوزه افتاده. اگر بحث تلافی و یا زدن جمهوری اسلامی باشد بسیار هدف گیری دقیقی انجام شده تا این لحظه بغیر از دو نفرکه این مسئله را دروغ میدانند ده ها نفر باور کرده و عکس العمل نشان داده اند بهر حال جا دارد آقای علم الهدی در این باره هم بررسی و اقدامی بکنند این توهین به اسلام و بویژه به ملت ایران است جای دفاع زیادی هست آقای علم الهدی سکوت شما و امثال شما قبول شکست و تائید ای...
ادامه مطلب