ادامه مطلب
فرگرد هفتم
37
درمانگر نخست باید کار خویش را بر دیو پرست بیازماید
نه بر مزدا پرست
اگر درمانگر نخستین بار تن یک دیو پرست را برای درمان
شکافت و او مرد و باز دومین بار بدین کار دست زد و بیمار
مرد و سومین بار بدین کار پرداخت و بیمار مردآن درمانگر
برای همیشه نا آزموده است
38
پس نباید آن مرد ،مزدا پرستان را بسان درمانگر درمان کند
یامیان ایشان به کارد پزشکی دست یازد وبدین کار خویش
بدانان زیان رسانداگر چنین کسی مزدا پرستان را چون
درمانگر درمان کند و یا در میان ایشان به کارد پزشکی
پردازدو بدانان زیان رساند برای زیانی که رسانیده است
پادافره گناه دانسته وآگاهانه سزاوار اوست.
اگر درمانگر یک اتربان را درمان کند برای آفرین نیک.خانه
خدای را درمان کند به ارزش کم بهاترین ستور.دهخدای
را درمان کند به ارزش ستور میانه بها .شهربان را درمان
کندبه ارزش پر بها ترین ستور .شهریار را درمان کند به
ارزش یک گردونه چهار اسبه (دستمزد دریافت کند)
بانوی خانه خدای را درمان کندبه ارزش یک ماده خر---
بانوی دهخدا را درمان کند به ارزش یک ماده گاو—بانوی
شهربان را درمان کند به ارزش یک مادیان—بانوی شهریار
را درمان کند به ارزش یک ماده شتر
43
پسر یک دهخدا را درمان کند به ارزش پر بها ترین ستور—
بهترین ستور را درمان کند به ارزش ستور میانه بها—ستور
میانه بها را درمان کند به ارزش کم بهاترین ستور—کم
بهاترین ستور را درمان کند به ارزش چارپای خرد.چارپای
خرد را درمان کند به ارزش یک خوراک گوشت(دستمزد
دریافت کند)
44
اگر پزشکانی گونه گون درمان بخش -یکی با کارد
درمان بخش –یکی با دارو—یکی با سخن ایزدی درمان
کنند –آن کس که با سخن ایزدی درمان کند درمان
بخش ترین درمان کنندگان است—بسان آن کس که
شکم مرد پارسائی را درمان بخشد
در این سخنان تفاوت پیروان دین حکام با سایر پیروان
حتی تا میزان مرگ واضح و مشخص است .کشتن یک
غیر هم کیش حتی توسط دانشجویان پزشکی در آن
زمان بدون مجازات بوده و دانشجویان می توانستند تا
سه بیمار محتاج از غیر هم کیشان را بدون ترس از
مجازات بکشند. حالا در سایر زمینه ها این تبعیض و
تعصب تا چه میزانی بوده میتوانید تصور کرده و حدس
بزنیم.پس در آئین زرتشتی بر خلاف اسلام مطلقا
بین بندگان خدا مساواتی بر قرار نبوده و غیر هم
کیشان حتی از نظر جانی هم امنیت نداشته اند.
زمانی که کف حقوق همکیشان جان غیر همکیشان
باشد فکر کنید که در چنین جامعه ایی تا چه حد از
نظراجتماعی و سایر موارد و اقتصاد چه نا همسانی ها
و تبعیض هایی وجود داشته است.این یک ریشه درد
باستانی هست که در زمان ما هم با قدرت در حال
تغذیه جامعه هست.واقعا در کشور ما و در قرن بیست
و یکم حقوق یک فرد مسلمان غیر شیعه با حقوق یک
فرد شیعه همسان است و آیا اصولا یک فرد بهائی از
نظر حکومت ما می تواند دارای حقی باشد.در اسلام
شعار برابری بندگان خدا و حقوق فردی و اجتماعی افراد
محترم شمرده شده و با قرار دادن یک قید همه را یکسان
می داند و آن قید هم زیاد در زندگی فردی و اقتصادی و
اجتماعی افراد موثر شناخته نشده.فقط توصیه ایی
محکم به تقوا هست که در حقیقت یک عامل تعیین
کننده در روابط اجتماعی و اقتصادی نیست. بله این درد
تبعیض بخصوص از لحاظ اعتقادات مذهبی ریشه در
عهد باستان و آموزه های زرتشتی دارد.البته احتمال
می دهم که در دین یهود هم با چنین تبعیضاتی برخورد
کنیم.آیا .....
ادامه دارد
برچسب:
نویسنده: نگار احمدی