من کی ام

متن مرتبط با «دانسته» در سایت من کی ام نوشته شده است

رهائی از دانسته گی 53

  • ادامه مطلبدیگر آن انس و الفت و عرقی که دوستی های محله ایی داشتند به چشم نمی خورد.کل جوانان در حال حاضر تحت تاثیر فیلمهای تلوزیونی و بیشتر تحت تاثیر رسانه های کامپیوتری هستند و نکته قابل توجه در تمام این نوع ارتباطات نداشته حس مهر و محبت به همدیگر و مشاهده فداکاری های دوستانه نسبت به هم قرار دارند.ارتباط بین افراد و ایجاد دوستی ها که زمانی سرمایه بزرگی برای اشخاص به حساب می امد رنگ باخته اند و غالبا به ارتباطات سطحی و زود گذر و مناسبتی تبدیل شده اند.البته بجای خود شاید خسارات ناشی از تبدیل دوستی های سنتی به به ارتباط های مدرن را توضیح خواهم داد.با از بین رفتن دوستی های سنتی آداب و رسوم دوستی و فرهنگ فولکلور و انواع بازی های ملی نابود شده اند و تا دیر نشده باید دلسوزان نسبت به جمع آوری و احصا باقیمانده سنت های ارتباطی جوامع مختلف ایرانی اقدام جدی به عمل آورند. حالا اگر از دست رفتن سرمایه های ملی مردم را هشیار می کرد تا ارزش های مناسبی را جایگزین کرده و در جهت تولید فرهنگ جدید ارتباطات تلاش نمایند می شد گفت که کهنه شدن فرهنگ سنتی نیاز به نو آوری و تجدید حیات داشت ولی متاسفانه در جامعه ما طی صد سال گذشته فقط ما سرمایه های ملی و اجتماعی ارزشمند خود را از دست داده و هیچ جایگزین مناسبی که در خور اجتماع ایرانی باشد بوجود نیاورده ایم.شاهد هستیم که اقوام و طوایف ایرانی با مهاجرت به شهرها و مراکز استانها طی ده سال کلیه آداب و رسوم قبیله خود را فراموش کرده و فرزندان این مهاجران کاملا با فرهنگ ابا و اجدادی خود بیگانه شده اند و در بسیاری از موارد شاهد از بین رفتن لغات زیبای مناطق مختلف هستیم .گنجینه لغات اقوام ایرانی یک سرمایه واقعی و جدی و پر اهمیت از هر نظر است و نابودی هر کلمه از این گن, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 52

  • ادامه مطلبآموزش در خانواده ،با توجه به گسست نسلها که ناشی از تاثیر رسانه ها و سواد والدین و بطور کلی جهان بینی جوانان است. چندان برد موثری ندارد. و از نظر حجم و ارزش ،در پائین ترین رده آموزش قرار دارد.همین اندک آموزشی که، به فرض باید .در خانواده ها عملی شود. تحت تاثیر وضعیت اقتصادی و سایر موارد اجتماعی. و در گیری های احتمالی والدین. با یکدیگر، بیش از پیش آسیب پذیر هست .و شاید بتوانم .عرض کنم .اندوخته هزاران سال، سرمایه اجتماعی و خانوادگی در امر آموزش فرزند. یک سره بر باد رفته. و چیز قابل ملاحظه ایی مشاهده نمی شود.آموزش در اجتماع—اجتماع در وضعیت نامطلوبی به سر می برد. و مخصوصا نوع معماری خانه ها، که از صورت حیاط دار به آپارتمان نشینی تبدیل شده. مراودات و تماس ها، شکل دیگری بغیر از اشکال سنتی گرفته. و بجای دوستی های محلی، در حال حاضر دوستی در مراکز آموزشی و هم کلاسی ها و هم دوره ایها ،شکل می گیرد. و دیگر آن انس و الفت و عرقی که ... بخوانید, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 51

  • ادامه مطلبیکی دیگر از راههای تخلیه ذهن از کلام، تمرین جایگزین کردن دریافتهای سایر حواس است—سعی کنید. مزه و طعم یک خوراکی دلچسب، در یک محیط زیبا را بدون کلام در حافظه خود ذخیره کنید. به تابلوها و مناظر طبیعی و رودخانه ها و جنگلها با دقت بیشتری، توجه کرده و سعی کنید. احساس های دریافتی را بدون کلام به ذهن بسپارید---شاید بفرمائید. این هم که باز اشغال ذهن است –عرض می کنم چون ما عادت به نگهداری این قبیل مسائل، در حافظه خود نداریم. لذا این احساس بزودی فراموش می شود. ولی تاثیر آن در کاهش حافظه کلامی همچنان باقی می ماند.گام مهم و موثر در مورد حافظه کلامی همین شناخت عملکرد کلام، در مورد ذهن و حافظه هست .یعنی دقت و توجه شما به عملکرد کلام، در رابطه با حافظه تا اندازه زیادی می تواند. به تخلیه حافظه منجر شود—یکی از موثرترین عوامل در جهت تغییر روش ذهنیت گیری ما، تکیه مناسب و زیاد به بینائی و دقت در نگاه کردن است. در زمانی که به موضوع قابل مشاهده می رسیم. باید سعی کنیم. بدون گفتگوی درونی در باره موضوع، منظره و چشم انداز را خالص به حافظه وارد کنیم. و به عکس العمل وجود خودمان به آن منظره و چشم انداز، بیشتر دقت کنیم. و بازهم مراقبت نمائیم. که تمام فرایند را بدون کلام برگزار کنیم.در زمان گفتگو با دیگران سعی کنیم. از حرکات دست و میمیک چهره و سایر توانائی های انتقال مفاهیم هم، بهره مند شویم. و زیاد در حافظه خود بدنبال لغات و کلمات جدید نگردیم. و اولین کلام لازم را که پیدا کردیم،بیان کنیم.تمرین شود و به سایر احساسات خدا دادی خود ،بیشتر تکیه کنیم.تمرین فراموشی ذهنیت های کلامی را هر شب پیگیری کنیم. و از موسیقی دلخواه و زیبا ،برای خلوت کردن ذهنیات خود استفاده کنیم-موسیقی بدون کلام و سنتی و علمی کمک م, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 50

  • ادامه مطلبو ما بدون توجه به محدودیت های حافظه و زیان های احتمالی، که از انباشت مطالب بی ارزش و کم ارزش متوجه زندگی ما می باشد. همچنان به وضعیت موجود مسائل ادامه می دهیم-شاید با خواندن این مطالب، نیاز بشود. ما سری به سایر موارد حافظه خود بزنیم .و فرضا دقت کنیم. که خاطرات چشائی ما چه میزان است. و یا اصلا قادر به تصور یک منظره که سالها پیش دیده ایم هستیم. و یا نیستیم.البته بعد از حافظه کلامی، حافظه بویائی پایدار ترین حس ما هست. ولی در مقایسه با حافظه کلامی، اصلا قابل مقایسه نخواهد بود.راه خالی کردن حافظه از ذخائر کلامی این نیست، که دیگر به سخنان گفته شده گوش ندهیم. بلکه راه اینست. که شبها قبل از خواب و در یک حالت آرامش ،تمرین کنیم. و حافظه خود را از ذخیره های کلامی مربوط به سالیان و زمانهای پیش، تخلیه کنیم.برای موفقیت در این امر لازم نیست. ما از نظر اهمیت به کلامها نظر کنیم. چون در این صورت، بار حافظه افزایش یافته و ما بیشتر از قبل اسیر ذهنیت های کلامی می شویم. بهتر است. بدون هیچ ترتیب خاصی هرچه را که بیاد می اوریم. قصد کنیم . و آن را به فراموشی بسپاریم .قصد فراموشی بسیار موثر و کار ساز هست .مثلا شما در مورد موضوع ---جیم---قصد می کنید. که فراموش شود. بعد از این قصد، دنباله گفتگوی درونی در این مورد را رها کنید. و دوباره در باره این موضوع خاص ،به ذهن خود مراجعه نکنید. همان قصد شما، در آینده نزدیک باعث تخلیه حافظه شما از آن موضوع می شود. و البته این مطلب را برای کسانی که شک دارند. مبادا در اینده به این موضوع نیازمند شوند. عرض می کنم—در شرایط خاص و نیاز واقعی، موضوع کامل و شفاف، دو باره در ذهن شما متبلور می شود. ولی تا زمانی که نیاز نباشد طبق قصد شما این موضوع از حافظه شما، حذف است, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 49

  • ادامه مطلبدر ذهن ما خاطرات بسیار کمی از احساس چشائی و بویائی و...وجود دارد. و می توانم بگویم . ذهن و حافظه ما، به کلام اعتیاد پیدا کرده است.ما بصورت اتوماتیک سعی می کنیم. که سایر دریافتهای خود را در قامت کلام در ذهن خود ذخیره نمائیم.و اگر دقت گردد متوجه می شویم که قسمت بزرگی از حافظه ما تحت اشغال کلام قرار دارد.انواع کلام از قبیل شعر و نصایح و کلمات قصار و وصیت پدر و بیان احساسهای عاشقانه، همچنان حافظه و ذهن ما را در اشغال دارند. و این تراکم در بسیاری از موارد باعث می شود. تا ما از دریافت یک حس جدید، محروم شویم .گاهی برای تفکر نیاز داریم .تا قسمت زیادی از شنیده ها و ذخائر کلامی ذهن را پس بزنیم. و مدت زیادی طول خواهد کشید. تا بالاخره ما بتوانیم. به لب مطلب برسیم . و شاید بتوانیم. با کلمات و لغات کمتری به نتایج دلخواه و یا درست برسیم---فرضیات کلامی بسیاری که در حافظه داریم. مانند یک انبار کاه است. که معمولا ما ناگزیر هستیم. تا سوزن واقعیت را در آن پیدا کنیم.در حافظه ما مطالب زیادی از جنس اعتقاد وجود دارد. که شاید بعضی از افراد جرئت بازنگری به آن را پیدا نمی کنند.بسیاری از مطالب هست. که تاریخ مصرف آنها در زندگی ما گذشته است. ولی چون برای گوینده اش احترام قائل بوده ایم. و یا او را دوست داشته ایم.ویا بی اهمیت جلوه کرده، همچنان در حافظه نگهداری می کنیم.قدرت حفظ و نگهداری لغات، بدون توجه به مفاهیم واقعی آنها، بخاطر سهولت و یا احتمالا کم حوصله گی ما، زیاد است .و ما بدون توجه به محدودیت های حافظه و زیان های احتمالی، که از انباشت مطالب بی ارزش و کم ارزش ....ادامه دارد بخوانید, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 48

  • ادامه مطلبو در باره اهمیت کلام همین بس که معجزه ابدی آخرین پیامبر، کلام است-تصور می کنم. همه به نوعی به کلام اهمیت می دهند. لذا زیاده گوئی نمی کنم. و به اصل موضوع می پردازم.کلام از ابدی ترین پدیده های جهان هستی است. و فردوسی بزرگ هم در وصف کلام سروده---پی افکندم از نظم کاخی بلند – که از باد و باران نیابد گزند--ما طبق عادت و این که ذهن ما نگهداری کلام را آسان یافته، تمام خاطرات و احساس های اطراف خود را بصورت کلام ذخیره کرده ایم-اهمیت کلام، در جهان امروز بیش از آن چیزی هست. که ما تصور می کنیم. ولی این مقاله در باره موضوع ذخیره کلام در ذهن و اشغال حافظه کوتاه مدت و بلند مدت توسط کلام است—قسمتی از ذهن ما، توسط اشعار و مطالب موزون و یا کلام های ساده و دلپذیر اشغال شده و خود آگاه و نا خود آگاه، این کلمات را بیاد می اوریم. و تکرار می کنیم. در بسیاری از موارد توسط همین کلمات اغنا شده و کاملا از سیر موضوع، طبق کلمات ذهن خود ،بسیار هم راضی و خشنود هستیم.ما از این که بتوانیم. اتفاقات روز مره و اطراف خود را به کلام تبدیل کنیم. آموزشهای زیادی دیده ایم. آموزشهای مذهبی و خانوادگی و اجتماعی، که تماما از طریق کلام به ما منتقل شده است.در حقیقت وجود ما به نوعی در تسخیر کلام است. و ما به عمد و یا غیر عمد، تقریبا قادر به فاصله گرفتن از کلام نیستیم. و شاید ضروری نمی بینیم. که از کلام فاصله بگیریم.اما زمانی که بتوانیم. به شکل و نحوه استفاده و افراط و تفریط در بکار گیری کلام بیندیشیم. احتمالا متوجه خواهیم شد. که ما بسیاری از احساسات و عواطف و خاطراتی که توسط سایر حواس بوجود آمده را قربانی کلام کرده ایم.در ذهن ما خاطرات بسیار کمی از احساس چشائی و بویائی و...وجود .....ادامه دارد بخوانید, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی47

  • ادامه مطلبشما بعد از اعتراف، فقط به مرتب بودن ذهن و خلوت شدن افکار و محفوظات خودتان توجه بفرمائید. و نفسی راحت در بی گناهی و پاکی ناشی از اعتراف بکشید—زمانی که شما بخودتان قولی بدهید. در حقیقت تمام مواردی که اعتراف کرده اید. تا بیرون بریزید. در ذهن خود، دوباره تثبیت می کنید.بعد از اعتراف هیچ قول و قراری با خودتان و یا با دیگران شایسته نیست.آرام باشید. وقدر آرامش کوتاه مدت خود را بدانید.آرامش نتیجه یک مبارزه جدی و جانانه با عوامل است. پس همیشه موردی وجود دارد. که ما با آن در مبارزه باشیم. و برای ما لحظات اندکی بعد از یک پیروزی، وجود دارند. که بسیار ارزشمند هستند .وبا این که کوتاه و گذرا هستند. ولی به یک عمر ارزش دارند—با اعتراف شما، گرد و غبار شکستهای گوناگون را از تن و جامه روح خود می شوئید. و آماده مبارزه بعدی با مسائل و موارد زندگی خود می شوید—همیشه قبل از شروع یک مبارزه، ما نیاز به تمرکز و آرامش داریم. که اعتراف آن آرامش را برای ما فراهم می کند.-------از عجیب ترین و در عین حال از قابل دسترس ترین عوامل شلوغی ذهن می خواهم بنویسم—استفاده از این عامل بقدری ساده و بدیهی هست که گاهی یادمان می رود که تا چه اندازه مهم و قابل تامل است—این پدیده عامل ارتباطی ما با جهان و دیگران است—بله –کلام---هر انسان باشعوری با کلام زندگی می کند و تمام دریافتهای خود را از طریق کلام چه بیرونی و چه درونی معنا می کند و در می یابد—ما تمام دریافتهای حسی خودمان را به کلام در آورده و بصورت کلام در ذهن خودمان ذخیره می کنیم.کلام نقش موثری در حیات شعورمند انسان دارد. و ضامن ارتباط بین انسانها می باشد-ما غالبا با کلام احساسات خوب و بد خود را اعلام می کنیم. و چه بسا دوستی ها که بواسطه کلام نابجا از بین رفته ا, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 46

  • ادامه مطلبمی کنید. که بار ذهنی اتان کم شود. اگر در ضمن اعتراف، قضاوت کنید. نتیجه قضاوت شما، به اندوخته های قبلی ذهن شما، افزوده شده و بار ذهنیت شما ،افزایش خواهد یافت. و به آرامش نخواهید رسید—باید درست مثل یک نفر که با خودش و جهان روراست است. و هیچی برایش تفاوت ندارد. اعتراف کنیم. و از قضاوت دیگران هم، بیمی بدل راه ندهیم. تا نتیجه اعتراف ما، آرامش و راحتی قلب و روح ما بشود-به خاطر همین اهمیت اعتراف و اثرات مفید آن است. که توصیه می کنم از هر نوع ترس و جانبداری از خود و هر نوع قضاوت به طور قطع ، خودداری کنید.دست یابی به این شرایط در فضای مجازی و روی کاغذ امکان پذیر است. اما در موردانتخاب شخص اعتراف گیرنده، باید از تمامی ظرفیت و توانائی خود، در جهت یافتن شخص مناسب استفاده کنید .در ایران فقط متخصصین اعصاب و روان می توانند. قابل اعتماد و اعتنا باشند.در زمان اعتراف جای هیچ گونه پشیمانی و عذر خواهی نیست. و اینطور باید عمل کنیم. که انگار ما داریم. یک قصه و یا اعترافات شخص دیگری بغیر از خودمان را می گوئیم. برای این که زمان طلائی و فرصت استثنائی اعتراف را، ضایع نکنیم. خوب است قبلش، خودمان بصورت تمرینی مسائل مورد نظر را یک بار برای خودمان جلوی ائینه بگوئیم. چون خجالت و شرمندگی خودش مانع از اعتراف است. پس در آئینه مستقیم به چشمان خود نگاه کنید. و اعتراف بفرمائید .البته اعتراف جلوی ائینه هم مناسب است. بشرطی که در دام قضاوت کردن خود و دیگران نیفتید.در اعتراف، قضاوت ممنوع است. و حتی یکی از اشتباهات ما که باید به آن اعتراف کنیم. همین قضاوتهای بیرحمانه و نابجای خودمان در باره دیگران است.باید با صراحت به قضاوت های نابجای خودمان، اعتراف کنیم. توجه فرمائید که هدف از اعتراف، بدست آوردن چیزی و نتی, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 45

  • ادامه مطلبحتی در نوشتن روی کاغذ و یا انتشار در فضای مجازی، حتما به یک موضوع واحد در هر نوشته دقت لازم مبذول دارید—اگر در فضای مجازی کسی به اعترافات شما عکس العمل نشان داد. احساس نزدیکی با او و یا هر شخص نکنید. و فقط تشکر و تمام .استقبال از موضوع شما، باعث تشویق شما، نشود. که مراحل ایمنی اطلاعات را فراموش کنید.اگر اطلاعاتی را در فضای مجازی منتشر می فرمائید. لازم نیست. حتما به واقعی بودن آنها اشاره ایی بشود و می توانید بعد از گذشت زمانی مناسب آنها را حذف نمائید. درست مثل سوزاندن کاغذ نوشته شده-افرادی وجود دارند که دارای بینش منفی، هستند. و مشکلات زندگی آنها را بدبین و نق نقو کرده-این اشخاص می توانند. بدون قضاوت کردن و نق زدن موضوعات درونی خود را بنویسند. و یا در صورت مراجعه به متخصص، مواظب باشند که اصراری در متقاعد کردن دیگران، نداشته باشند. مثلا نخواهند به من ثابت کنند. که دنیا چنین است . و چنان نیست. و یا ایشان بدشانس هستند. و گرفتار مردم زبان نفهم، و یا نامرد شده اند—اینها خودش نوعی قضاوت است. که نمی تواند واقعا ذهن را به آرامش برساند—اعتراف یعنی بیان گناهان و اشتباهات خودمان، بدون قضاوت و بالا و پائین کردن—حالا اگر در بین اعترافات، بخواهیم از وضعیت اجتماع و مردم و....گلایه کنیم. در حقیقت اصل اعتراف را از بین برده و مشغول عمل بیهوده قضاوت شده ایم—کسانی که اعتراف شما را گوش می کنند. درست مثل کاغذ و صفحه اینترنت شما، فاقد قضاوت هستند. و فقط می بینند. و می شنوند. پس فرصت را از دست ندهید. و شما هم بدون قضاوت و یا جلب نظر، منحصرا اشتباهات و گناهان خود را بیان کنید. ادامه دارد بخوانید, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 44

  • ادامه مطلباین اعترافات متقابل مطلقا بی اثر هستند و چون باز یک راز بین شما دونفر قرار می گیرد. نمی تواند ذهنیت شما را به آرامش برساند. و از طرفی شاید او مانند شما محرم اسرار نباشد. و اسرار شما را فاش کند. بدون اینکه از فاش شدن متقابل اسرار خود ترسی داشته باشد.اعتراف شنیدن تخصص ظریفی لازم دارد. و با ارتباط دوطرفه در باره اسرار تفاوت ماهوی دارد. پس من هیچ گاه اعتراف کردن و اعتراف شنیدن، بین دو نفر را توصیه نمی کنم. و موکدا هم عرض می کنم. این یک اقدام خطرناک می تواند باشد.با اسرار و اطلاعات خودتان شوخی نکنید. و ارزش اعتراف خود را بدانید . وبعوض این که به آرامش برسیم حالا یک نگرانی دیگر هم به زندگی خود اضافه کنیم .توصیه اکید دارم که طرف هیچ اعتراف قرار نگیرید.چون تخصص لازم را ندارید. و گاهی مجبور خواهید شد. بار ذهنیت طرف را هم به ذهن خود تحمیل کنید.با درستی و صراحت تقاضای هر نوع اعترافی را رد کنید. و راهنمائی بفرمائید که به مشاور متخصص رجوع کنند.سنگینی ذهنیتی که سالها دربسته مانده و هیچ راه فراری برایش نبوده، ممکن است. ناگهان فوران کند و ما صرفا بخاطر اعتماد نسبی که به یک شخص، داریم. ناگهان مانند آتشفشانی اسرار درونی خود را بیرون بریزیم.کنترل در گفتار در زمان اعتراف، ممکن است راحتی و تنفس ما را کمی به تاخیر بیندازد ولی اعتراف درست و حساب شده و بخصوص نزد متخصص روان باید به ظرافت و مشخص و ترجیحا در هر جلسه با یک موضوع مشخص باشد. از اعتراف های گوناگون و پراکنده در یک جلسه خودداری کنید. و تا تکلیف فرضا مورد الف، را مشخص نکرده اید سراغ موضوع جیم، نروید.هر جلسه خاص یک موضوع مشخص و حساب شده باشد. و حتی در نوشتن روی کاغذ و یا انتشار ...ادامه دارد بخوانید, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 43

  • ادامه مطلبو شما باید رها از هر نوع قضاوت خود و دیگران از صمیم قلب به گناهان و اشتباهات خود، اعتراف کنید.البته فرهنگ اعتراف در ایران رایج نیست و ده ها مشکل و اما و اگر مطرح می شود. حالا شما کمی آهسته تر و پوشیده تر اعتراف بکنید. و اگر ثمرات مفید آن را حس، کردید. کم کم عمیق تر و واقعی تر، اعتراف بکنید. لطفا برای اعتراف هیچ یک از اطرافیان خود را انتخاب نکنید. در ایران بهترین و مناسب ترین فرد برای اعتراف مشاوران روان شناس، هستند. و در مراجعه به ایشان بفرمائید که ما می خواهیم فقط اعتراف کنیم. واز قبول هر نسخه و دارو هم خودداری فرمائید.همین که بتوانیم با اعتراف واقعی قسمتی از بار گران اشتباهات را از دوش ذهن خود برداریم. خیلی مهم و کار ساز خواهد بود.شاید در فیلمها و حتی بعضی مواقع در اخبار نحوه اعتراف مسیحی یان را دیده باشید.در آنجا هم کشیشان متخصص اعتراف می گیرند. و اعتراف گیری کار هر کشیشی نیست. حالا در ایران که اصلا این موضوع سابقه ندارد. و در دین و مذهب ما هم چنین کاری توصیه نشده، پس ما باید فارغ از تعلیمات مذهبی و صرفا از دید تخصص روان شناسی به موضوع اعتراف، نگاه کنیم. و اگر انجام دادیم و اثرات سودمند آن را دیدیم. به دیگران هم توصیه کنیم.شاید گاهی ترس و آبرو داری و امثال این موارد و احتمال سوء استفاده، وجود داشته باشد. که این موضوع در تمام جهان، متصور هست .پس برای اعتراف کردن، مراحل مشخصی را معین کنید. و ابتدا به اشتباهات و گناهان کوچک خود اعتراف کرده و تا زمانی که صد در صد اطمینان شما جلب نشده، از اعترافات سنگین و نزد اشخاص، خودداری کنید..اما اگر شانس و فرصت اعتراف پیدا کردید. بدون تردید و دودلی از این امکان استفاده کرده وهوای پاک و سالم ذهن رها را، تنفس بفرمائیداگر شخصی به شم, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 42

  • ادامه مطلبدیدن فیلم های تلویزیونی و خواندن و دیدن اخبار اینترنتی بسیار فراتر از قوه تجزیه و تحلیل ما ،بصورت عادی، هست.مغز ما قادر به تشخیص درست و غلط و راست و دروغ مسائل نیست و این ما و اراده و قدرت تفکر ما می باشد، که تشخیص می دهیم که فلان مطلب حقیقت ندارد. حالا مسائل وارده به مغز ما آن چنان زیاد و متراکم هست که فرصت این تفکیک را نداریم .لذا مغز ما تمام یافته های خود را اعم از راست و دروغ به ذهن ما می سپارد. و بعد از مدتی علاوه بر متراکم شدن اطلاعات انبوه بی خاصیت در ذهن ما، قدرت تشخیص و تفکیک ما هم ضعیف شده و ممکن است در بسیاری از موارد مهم و حیاتی بدون بررسی و تشخیص عبور کنیم .و چه بسا در دراز مدت هم متوجه اشتباه خود نشویم.کنکاش ذهنی در زمان اعتراف و فضائی که در زمان اعتراف بوجود می اید باعث می شود. بسیاری از اندوخته های ذهنی را تخلیه کرده. و اثرات مخرب آن را خنثی کنیم.بعد از یکی دوبار اعتراف آنچنان فضای ذهنی باز و فعالی پیدا می کنیم. که حتی مزه اکسیژن مصرفی را هم با تمام وجود حس کرده و لذت می بریم. اگر این مطلب را می خوانید لطفا به گذشته باز نگردید. و گذشته را کلا فراموش کنید. و بدنبال تهیه مقدمات یک اعتراف درست و جانانه بر آئید—راه دیگر ی که این روزها ممکن است مورد استفاده قرار گیرد اعتراف در وبلاگها و صفحات مجازی بصورت ناشناس است .این روش هم از فشارهای ذهنی ما می کاهد. اما اثر واقعی اعتراف در شکل نفس به نفس هویدا می شود.ولی اگر هم مقدمات اعتراف نفس به نفس فراهم نیست و شما می خواهید بصورت ناشناس اعتراف کنید واقعا یک موضوع واحد را انتخاب کرده و کامل و اساسی در موردش بنویسید. و یا حتی بگوئید. و در نوبت های بعدی یک مسئله دیگر را انتخاب کنید .برای اعتراف موثر و واقعی هیچ ترد, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 41

  • ادامه مطلبالبته در ابتدا با توجه به ذخایر ذهنی ما و خودخواهی های معمولی ممکن است عرایض من در اجرا با مانع برخورد کند.انچه که ما در رابطه با عذر خواهی از قبل در مغزمان داریم بارها ما را دچار ضرر وزیان کرده و اگر بی طرفانه موضوع را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که چه فرصتهای نابی را بابت عذر خواهی نکردن و اصرار بر محق بودن خودمان از دست داده ایم.یک کلید مطمئن و درست جهت رهیافت تنظیم ذهن و خالی کردن آن از اضافات- اعتراف است.من کاری به ادیان و مذاهبی که اعتراف را توصیه کرده اند ندارم-واز بعد مذهبی و یا یک روش غربی به موضوع توجه ندارم-از بعد روان شناسی و اثر قطعی اعتراف بر ذهن مسئله را بررسی می کنم.انباشت اشتباهات و اصرار بر رمز آلود کردن اتفاقات و پنهان کاری در دراز مدت که گاهی به درازای یک عمر است بار روانی ذهن را، زیاد کرده و موجب گرفتگی و انقباض روحی می شود—اگر اعترافی در بین نباشد و یا کسی را محرم ندانیم بار گران گناهان و اشتباهات بسرعت ذهن ما را از پای در می اورد. و در لحظات حساسی که باید شاد باشیم .ممکن است یاد آوری غیر ارادی مسئله، موجب درهم ریختگی ما بشود.تکلیف بسیاری از اعمال و کارها و تصمیمات ما همچنان نامشخص مانده و بیشتر اوقات نمی دانیم با این همه محفوظات چکار می شود کرد؟زهر اشتباه و اثر ماندگی اعمال در ذهن ما، بطور قطع مخرب است. و موجب ترسو بودن و ترسو شدن ما می باشد.در حال حاضر شاید بشود توصیه کرد که ما به یک تکه کاغذ اطمینان کنیم و اعترافات خود را در آن بنویسیم و بعد آنرا بسوزانیم. ولی واقعا این روش نمی تواند اثر محکم و قطعی بر روحیه ما داشته باشد.ما به شخص متخصص و کار آمدی نیاز داریم تا بتوانیم کاملا روح و روان خودمان را از بار سنگین گناهان و اشتباهات پاک کنیم. و او , ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی40

  • ادامه مطلبتازه باید به نظرات و دفاعیات او گوش بدهید و چه بسا دچار چندگانگی شده و در نهایت با عصبانیت کلا از خیر رابطه بگذرید که حتما اگر انسان مهربانی باشید پس از چند روز متوجه یکسو نگری خود خواهید شد و تازه بدنبال وسیله و یا میانجی می گردید که رابطه را ترمیم کند و یا برای ابد یک دوست خود را از دست رفته خواهید دید—در حالی که اگر بعد از گذشت مدت کمی و بدون توجه به مقصر، شما در عذر خواهی پیش قدم شوید. علاوه بر این که بزرگواری خود را نمایش داده اید. طرف را هم پیش خودش شرمسار نموده اید. که البته ممکن است او این شرمساری را بزودی نشان شما ندهد. ولی همین که قلب او نرم شده و تلاش شما برای حفظ رابطه را می بیند ثمرات زیادی در ادامه دوستی شما متصور هست.ممکن است طرف شما ابتدا عذر خواهی شما را نپذیرد و یا شما را مقصر اعلام کند در این مرحله ادامه گفتگو و جر و بحث شایسته نیست و شما می توانید اعلام کنید که من برای حفظ دوستی فکر کردم عذر خواهی من اثر مثبت دارد و دیگر ادامه ندهید و جدا شوید—اما این که شما در عذر خواهی پیش قدم شدید بزودی او را متوجه مسئله کرده و حداقل کینه ایی از شما بدل نمی گیرد.اما شخصی که عذر خواهی طرف را می شنود باید به اندازه زیادی قدر این فداکاری را شناخته و بدون تامل عذرخواهی را پذیرفته و متقابلا او هم عذر خواهی کرده و گفتگو در مورد اتفاق را خاتمه بدهند و دیگر تا آخر عمر رویدادی که ممکن بود به قطع ارتباط منجر شود را فراموش کنند.عذر خواهی مانند آبی بر آتش اتفاقات است و در خالی شدن و مرتب شدن ذهن نقش بزرگی دارد—دقت کنید شما با این پیش داوری، عذر خواهی می کنید که امکان می د هید عذرخواهی شما پذیرفته نشود و اگر همین هم شد چون شما می دانستید. پس فشار چندانی به شما وارد نمی شود, ...ادامه مطلب

  • رهائی از دانسته گی 39

  • ادامه مطلبو مخصوصا افسوس خوردن درمورد فداکاری ها ومحبت هایی که شما کرده اید.کار ساز نیست. و فقط باعث شلوغی و نامرتبی ذهن و ازار خواهد شد—یک رابطه که قطع می شود. باید کل مسائل مربوط به آن نیز، بسرعت پایان پذیرد. که البته این عمل برای ذهن متوقع و شلوغ، کمی سخت است.ذهن طلبکار آدم، سئوالات زیادی مطرح کرده و مسئله دوستی گذشته را با اشکال گوناگون مطرح می کند. و به شما قول می دهد که در انتخاب دوست بعدی دیگر دچار اشتباه نشود. ولی چون ذهن به گذشته و تجربیات ،متکی هست. احتمالا متوجه نقائص در رابطه جدید نخواهد شد. وهمچنین شاید یک شانس واقعی را بدلیل ترس و تجربه قبلی از دست شما بگیرد. در دنیای شلوغ و پر ابهام و درهم برهم و عجولی زندگی می کنیم.یکی از ابزارهائی که می تواند در خلوت شدن ذهن و مرتب شدنش به ما کمک کند اعتراف و عذرخواهی است.عذر خواهی بعنوان یک کلید کار ساز می تواند بسیاری از مشکلات زندگی ما را از جلوی پای ما بردارد.اگر شما برای عذرخواهی کردن و یا عذر خواهی شنیدن معطل تقصیر کار بمانید همچنان در مانده خواهید ماند.اگر واقعا بدنبال رفع نارسائی ها در زندگی شخصی و در ارتباطات خود هستید به عامل عذر خواهی توجه خاص مبذول دارید.این که ما خودمان را راضی کنیم که بدون هیچ تقصیری عذر خواهی کنیم نشانگر تواضع و فروتنی ما خواهد بود و اتفاقا طرف مقصر از عذر خواهی ما اول شوکه شده و بعد عبرت می گیرد او متوجه خواهد شد که رابطه با او را ما دوست داشته ایم و در این راه واقعا با عذر خواهی نشان داده ایم که از خود گذشتگی که کار آسانی هم نیست برای خاطر او ونگه داشتن رابطه با او را ما انجام داده ایم-گاهی ممکن است پیش خود فکر کنیم که عذر خواهی ما، طرف را غره کرده و او قدر این عمل ما را ندارد.اما ثمرات عذر خ, ...ادامه مطلب

  • جدیدترین مطالب منتشر شده

    گزیده مطالب

    تبلیغات

    برچسب ها